محمد خزائلى
286
شرح بوستان ( فارسى )
من آنم كه در شيوهء طعن و ضرب ، * به رستم درآموزم آداب حرب ( 1 ) چو بازوى بختم قوىحال بود ، * سطبرى ( 2 ) بيلم نمد مىنمود كنونم كه در پنجه اقبيل ( 3 ) نيست ، * نمد پيش تيرم كم از بيل نيست ، بروز اجل نيزه جوشن درد * ز پيراهن بىاجل نگذرد كرا تيغ قهر اجل در قفاست ، * برهنست گز جوشنش چندلاست ورش بخت ياور بود دهر پشت ( 4 ) ، * برهنه نشايد به ساطور ( 5 ) كشت نه دانا به سعى از اجل جان ببرد ، * به نادان به ناساز ( 6 ) خوردن بمرد حكايت ( 4 ) [ شبى كردى از درد پهلو نخفت . . . . ] شبى كردى ( 7 ) از درد پهلو نخفت * طبيبى در آن ناحيت بود و گفت : ازين ( 8 ) دست كو آب رز ( 9 ) مىخورد ، * عجب دارم ار شب به پايان برد كه در سينه پيكان تير تتار ، * به از ثقل مأكول ناسازگار گر افتد به يك لقمه در روده پيچ ، * همه عمر نادان برآيد به هيچ قضا ( 10 ) را طبيب اندر آن شب بمرد ، * چهل سال از اين رفت و زندست كرد